پیامبر نور و رحمت خوش آمد
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢  

بلغ العلی بکماله

              کشف الدجا بجماله

                               حسنت جمیع خصاله

                                                  صلو علیه و اله



 
به کدامین گناه کشته شدند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  

30 نفر شهید و 55 نفر مجروح

جلال سیاح معاون امنیتی و انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) اظهار کرد: ساعت 10:35 امروز دو نفر به قصد انجام عملیات انتحاری برای ورود به مسجد امام حسین (ع) تلاش کردند که این تلاش آنان بی‌نتیجه می‌ماند.

وی افزود: بعد از ناکامی یک نفر از آنان اقدام به انفجار در بین مردم در میدان فرمانداری این شهرستان می‌کند که بر اثر آن 30 نفر شهید و 55 نفر مجروح شدند.

وی ادامه داد: حال تعدادی از مجروحین وخیم است. احتمال افزایش تعداد شهدای این حادثه تروریستی وجود دارد.

معاون امنیتی و انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان اظهار کرد: فرد دیگری که تلاش کرد، تا خودش را در بین مردمی که در حال کمک به مصدومان بودند و ماموران نیروی انتظامی منفجر کند، توسط نیروی انتظامی به هلاکت ‌رسید.

وی افزود: تعدادی از شهدا از برادران اهل سنت بودند و تاکنون نیز هیچ فردی در این زمینه دستگیر نشده است.

بلافاصله پس از این جنایت تروریستی شورای تامین استان سیستان و بلوچستان برای برسی این موضوع تشکیل جلسه داد و تلاش‌ها برای بررسی حادثه آغاز شد.

بمب‌گذاری در میان دسته‌جات عزاداری و سینه‌زنی

علی عبداللهی معاون امنیتی انتظامی وزیر کشور در ساعات اولیه این حادثه به ایسنا گفت: انفجار رخ داده در چابهار یک عملیات تروریستی انتحاری بوده است و دو نفر این عملیات را انجام دادند.

وی اظهار کرد: این عملیات تروریستی بین ساعت 10 تا 10 و30 دقیقه صبح روز تاسوعا در میدان فرمانداری شهر چابهار در میان دسته‌جات عزاداری و سینه‌زنی رخ داده است.

وی همچنین درباره عاملین این انفجار گفت: یکی از عاملین این حادثه طی این عملیات انتحاری کشته شد و با توجه به مراقبت‌هایی که صورت ‌گرفت یکی از آن‌ها مورد شناسایی و هدف قرار گرفت و نتوانست عملیات خود را به انجام برساند.

معاون امنیتی انتظامی وزیر کشور همچنین تاکید کرد: ما در حال بررسی‌های بیشتر در خصوص این حادثه هستیم.

احتمال دخالت باقی‌مانده گروهک تروریستی ریگی در این جنایت

برخی گزارش‌ها حاکی از احتمال دخالت باقی‌مانده گروهک تروریستی ریگی در این جنایت است.

این خبر ساعتی پیش از سوی شبکه خبری العربیه اعلام شد.

احتمال ردپای وهابیون در حادثه

نماینده مردم زاهدان نیز با ابراز تاسف از دو انفجار صبح روز چهارشنبه در جمع هیات عزاداران حسینی (ع) در شهرستان چابهار عوامل این دو انفجار را دو فرد وهابی معرفی کرد.

حسین‌علی شهریاری در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: بر اساس اطلاعات محلی عامل این دو انفجار دو فرد وهابی بودند و ظاهرا با این اعتقاد که با کشتن شیعیان بهشت برای‌شان تضمین می‌شود! دست به این اقدام وحشیانه و تروریستی زدند.

سازمان‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا حامی جنایت اخیر چابهار هستند

هم‌چنین رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به ایسنا گفت: تجربه حوادث گذشته اثبات کرده است که سازمان‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا پشت سر جنایاتی نظیر جنایت صبح روز چهارشنبه چابهار قرار دارند.

علاءالدین بروجردی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران امروز با یک پدیده پیچیده امنیتی مواجه است.

وی خاطرنشان کرد: وزیر کشور به عنوان رییس شورای امنیت کشور و مسوول حفظ امنیت مردم باید به کمک ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی به ویژه وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و ناجا متناسب با پیچیدگی این پدیده برنامه‌ریزی کند.

وی هم‌چنین تاکید کرد: باید با جدیت و قاطعیت بیشتری در این زمینه عمل کنیم به ویژه این‌که به دلیل صعب ‌العبور بودن بخش‌های وسیعی از نوار مرزی موفق به انسداد مرزها نشده‌ایم. منشاء حوادثی نظیر انفجارهای چابهار خارج از مرزهای کشور است.

رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس با محکوم کردن این جنایت و عرض تسلیت به خانواده شهداء و مجروحان این حوادث ابراز امیدواری کرد که دستگاه‌های مسوول هرچه سریع‌تر عوامل جنایت‌های جدید را به سزای عمل‌شان برسانند.

آخرین آمار شهدا و مجروحان

مدیرکل پزشکی قانونی سیستان و بلوچستان از شهید شدن یک کودک خردسال و سه زن در حادثه تروریستی شهرستان چابهار به ایسنا خبر داد.

فریبرز آیتی اظهار کرد: 23 تن از شهدای حادثه تروریستی شهرستان چابهار شناسایی شدند.

وی ادامه داد: شهدای حادثه صبح امروز شامل:«محمد وطن‌خواه»، «غلامرضا خسروی»، «عزیز اسفند تاج»، «غلامرضا قاسمی»، «گل محمد فرهمند»، «غلامرضا میرزایی»، «رجبعلی بردبار»، «اکبر کوهکن»، «علیرضا خواه»، «عبدالله آرش»، «مسلم تابخیز»، «مسعود منصوری»، «منصور موذن»، «محسن کیخا»، «رضا حسین پور صنعتی»، «محمد رضایی»، «احمد چهار دیواری»، «مصطفی کوهکن»، «عرفان کتری»، و خانم‌ها «ربابه رستمی»، «نسترن خسروی» و «سکینه سندگل» و کودک خردسال «اثنی پردل»می‌شود.

همچنین دکتر راشدی رییس مرکز مدیریت و حوادث و فوریت‌های پزشکی زاهدان نیز به خبرنگار ایسنا، گفت: تعداد شهدا به 32 نفر رسیده و در حال حاضر هم 82 نفر مجروح در بیمارستان‌های شهرستان چابهار بستری هستند.

وی افزود: تمام اکیپ‌های درمانی و بیمارستانی و مراکز بهداشتی در حال آماده‌باش هستند و مجروحان به نحو احسنت خدمات‌دهی خواهند شد.

سیدعلی باطنی فرماندار شهرستان چابهار نیز به ایسنا گفت: تمامی امکانات پزشکی – درمانی شهرستان چابهار برای خدمات‌دهی به مجروحان حادثه بسیج شده‌اند و کمک‌های بهداشتی که از سایر شهرستان‌ها درخواست شده در حال رسیدن هستند.
اشاره الجزیره به عاملان اصلی عملیات تروریستی چابهار
شبکه تلویزیونی الجزیره در خبری تلویحا به دست داشتن آمریکا و رژیم صهیونیستی در اقدام تروریستی علیه مردم چابهار در روزتاسوعای حسینی اشاره کرد.










شبکه تلویزیونی الجزیره قطر ضمن مخابره خبر انفجار دو بمب در شهر چابهار و شهید و مجروح شدن ده ها تن از مردم گفت:
چابهار، بندری در دورترین نقطه جنوب شرقی ایران است و احمدی نژاد رییس جمهور ایران در سفر هفته گذشته خود قول داد آن را به بندری اقتصادی و مهم برای مردم تبدیل کند.
خبرنگار الجزیره گفت: بندر چابهار که در نزدیکی دریای عمان است اهمیت زیادی دارد.
عوامل مرتبط با شبکه های جاسوسی سیا و موساد بارها برای مقابله با الگوی ایرانی - اسلامی پیشرفت در استان سیستان و بلوچستان دست به اقدامات تروریستی و کشتار مردم زده اند.
مقام های امنیتی آمریکایی و رژیم صهیونستی ایجاد ناآرامی بین اقوام ایرانی به خصوص شیعه و سنی را هرگز در اظهارات و برنامه های خود پنهان نکرده اند و به صراحت از آن سخن می گویند.
بندر چابهار یکی از منطقه راهبردی برای کریدور شمال - جنوب محسوب می شود.

 

 

همه ی اینها را بگذارید کنار حمایت رذیلانه مدعیان حقوق بشر از یک زن فاسد که همسر خود را به فجیع ترین شکلی کشته است

کجاست حقوق بشر؟؟؟؟؟!!!!!



 
بلغ العلی بکماله کشف الدجا بجماله حسنت جمیع خصاله صلو علیه و اله
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٠  
 ندای آسمانی در هنگام ولادت پیامبر اکرم 
 معجزات زمان ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 
 پژوهشى در زمینه شاعر نبودن پیامبر از دیدگاه قرآن(1) 
 پژوهشى در زمینه شاعر نبودن پیامبر از دیدگاه قرآن(2) 
 جوانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 
 صلوات رمز محبت و وفادارى به پیامبر اکرم و خاندانش 
 نگاهى به راهبردهاى ارزشى پیامبر اکرم در مسیر وحدت اسلامى(1) 
 نگاهى به راهبردهاى ارزشى پیامبر اکرم در مسیر وحدت اسلامى(2) 
 گوشه ای از اخلاق عظیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 
 ویژگی های نبی مکرم اسلام در کلام مقام رهبری 
 پیامبر از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان 
 رکوع نرگس ها 
 پیامبر مهربانی ( ویژه کودک و نوجوان )
 آوای شادی (مولودیه) 
 عطر محمدی (موسیقی) 
 کتابخانه نبی مکرم اسلام 
 ویژ‎ه نامه سال گذشته 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 

برای دیدن لینکها به سایت زیر مراجعه کنید

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=64195

 



 
پیامبر اعظم صل الله علیه و آله
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩  

 

لینک

 



 
عزراییل امروز مهمان خانه شماست!
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳  

عزراییل امروز مهمان خانه شماست!

پایان عمر گل

 

 

باور می کنید فرشته مرگ، جناب عزرائیل، همین امروزمیهمان خانه شماست؟! چه می گویم! او نه تنها امروز بلکه دیروز و روزهای پیشتر نیز 5 بار به خانه شما سر زده است!

 

اگر همچنان گفته مرا باور نمی کنید پس از زبان رحمت عالمیان بشنوید که:

 

متن حدیث:

عَنِ الزُّهَرى، عَنْ اَنَسِ ابْنِ مالِک قالَ، قالَ رَسُولُ الله(صلى الله علیه وآله وسلم) ما مِنْ بَیْت اِلاّ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ یَقِفُ عَلى بابِه کُلَّ یَوْم خَمْسَ مَرّات;

 فَاِذا وَجَدَ اْلاِنْسانَ قَدْ نَفَدَ اَجَلُهُ، وَ انْقَطَعَ اُکُلُهُ اَلْقى عَلَیْهِ الْمَوْتَ فَغَشِیَتْهُ کُرُباتُهُ، وَ غَمَرَتْهُ غَمَراتُهُ; فَمِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ النّاشِرَةُ شَعْرَها، وَ الضّارِبَةُ وَجْهَها، الصّارِخَةُ بِوَیْلِها، الْباکِیةُ بِشَجْوِها فَیَقُولُ مَلَکُ الْمَوْتِ: وَیْلَکُمْ! مِمَّ الْجَزَعُ؟ وَ فیمَ الْفَزَعُ؟ وَ اللهِ ما اَذْهَبْتُ لاَِحَد مِنْکُمْ مالا، وَ لا قَرَّبْتُ لَهُ اَجَلا، وَ لا اَتَیْتُهُ حَتّى اُمِرْتُ، وَ لا قَبَضْتُ رُوحَهُ حَتّى اسْتَأمَرْتُ. وَ اِنَّ لى اِلَیْکُمْ عَوْدَةً، ثُمَّ عَوْدَةً، حَتّى لا اُبْقِىَ مِنْکُمْ اَحَداً. ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله وسلم): وَ الَّذى نَفْسى بِیَدِه، لَوْ یَرَوْنَ مَکانَهُ وَ یَسْمَعُونَ کَلامَهُ، لَذَهَلُوا عَنْ مَیِّتِهِمْ، وَ بَکَوْا عَلى نُفُوسِهِمْ، حَتّى اِذا حُمِلَ الْمَیِّتُ عَلى نَعْشِه، رَفْرَفَ رُوحُهُ فَوْقَ النَّعْشِ وَ هُوَ یُنادى: یا اَهْلى وَ وُلْدى، لاَتَلْعَبَنَّ بِکُمُ الدُّنْیا کَما لَعِبَتْ بى. جَمَعْتُهُ مِنْ حِلِّه وَ مِنْ غَیْرِ حِلِّه وَ خَلَّفتُهُ لِغَیْرى، وَ الْمُهَنَّأُ لَهُ وَ التَّبَعاتُ عَلَىَّ، فَاحْذَرُوا مِنْ مِثْلِ ما نُزِّلَ.(1)

ترجمه حدیث:

زُهرى از انس بن مالک روایت کرده که حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

هیچ خانه اى نیست مگر این که فرشته مرگ بر در آن خانه در شبانه روز پنج بار مى آید تا ببیند آیا عمر صاحب این خانه و افرادى که در آن هستند تمام شده یا نه؟ اگر دید پیمانه سر آمده و روزى او تمام شده است، مرگ را بر او مى اندازد و چون سکرات و سختى هاى مرگ تمام وجود او را مى پوشاند; سر و صداى اهل خانه بلند مى شود، موها پریشان مى گردد، بر سر و صورت مى زنند و گریه مى کنند; ملک الموت مى گوید: واى بر شما، از چه جزع و فزع مى کنید؟ به خدا سوگند! مال کسى را نبرده ام، اجل او را نزدیک نساخته ام، من که بدون دستور به سوى شما نیامده ام، بلکه با اجازه کس دیگرى قبض روح مى کنم. من باز بطور مکرّر به سوى این خانواده بر مى گردم تاکسى از این خانواده باقى نماند.

سپس حضرت(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: قسم به کسى که روح و جان من در دست اوست، اگر جایگاه ملک الموت را، که بر در خانه ایستاده، ببینند و سخن او را بشنوند مرده خودشان را فراموش مى کنند، بلکه براى خودشان اشک مى ریزند. تا این میت را بر تابوت حمل مى کنند روح میّت بالاى تابوت مى رود بال و پر مى زند و فریاد مى کشد: اى خانواده من، فرزندان من، دنیا با شما بازى نکند آن چنان که با من بازى کرد من از حلال و حرام جمع کردم و براى دیگران گذاشتم; خوشى و شادیش براى آنها اما مسؤولیتهایش براى من مانده است. بترسید از این که مثل آنچه بر من نازل شد بر شما هم فرود آید.

پی نوشت ها:

1. بحار، ج 74، ص 188.

+ نگاشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388;ساعت 16:0;  توسط آقا علی;


 
شرمنده یاس
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۳  
 
قصه باد و شقایق قصه ای است ناتمام ....!!!

 

شب عروسی شان بود...پیوند بهشتیان...نشسته بود کنار عروس آسمانی اش و بایدحرفی میزد.
گفت بانو...از زمینیان بگو...بانو گفت...آنقدر که چیزی از اسرار زمین جا نماند...مهربانم،از آسمان بگو... و نازنینش آنقدر از آسمان گفت که اهالی آسمان هم از اسرار نادانسته عرش خدا حیران شدند ...
او گفت بگو وبانوی بهشتی گفت ... گفت و گفت تا ملکوتیان هم به تسبیح افتادند...مرد آسمانی بلند شد ... سربه زیر و عرق شرم بر پیشانی قدم برداشت ... از حجره بیرون رفت ...آ
ن مهربان پیامبر، دست بر شانه های غیرتش نهاد ... کجا می روی داماد خوبی ها ... فرمود : ای رسول رحمت ... الحق که این فرشته آسمانی همان کوثری است که خدا به محبوبش هدیه داد ... از زمین پرسیدم جواب داد ...از آسمان پرسیدم جواب داد ...

انگار سالها قبل از زمین در آسمانها بوده است ...ای بزرگ آسمان و زمین... ترس دارم لایق این کوثر رحمت نباشم ... بیم دارم شایسته این ریحانه بهشت نباشم ...
ودستان پیامبر(ص) دوباره بر روی شانه های غیرت الله نشست و زمزمه ای گوش امیر دلهای عالم را نوازش داد ...علی جانم ! اگر تو نبودی هیچ همتایی را لیاقت همتایی کوثر خدا نبود ...
و علی با گونه هایی سرخ از شرم وارد حجره مهربانی ها شد ...
این بار بانویش آغاز کرد... ای امیر زمین و آسمان ... سوالی دارم ... بپرس نازنین بهشتی ام
 ...
سوال من از آسمان و زمین نیست که خود می دانم بر زمین از زمینیان و به آسمان
از آسمانیان دانا تر و آگاهترینی ... ای مرد خوبی ها که شانه هایت تا ملکوت می رود... به من بگو ... شنیده ام برای عروسی مان سپرت را فروخته ای؟
سرش را به زیر انداخت ... آنقدر که انگار آسمان به زمین رسید ...گفت: آری نازنینم ... بهای سپرم پیشکش عروسی با تمامی بهشت شد ...
و زهرا(س) از جا بلند شد ... بوی آسمان در زمین پیچید ...علی جانم... بدان اگر برای من و عروسی مان سپرت را فروختی ... از این به بعد خودم سپر بلای تو خواهم بود ... تا جان دارم و عشق در سینه ام می تپد ... 

.
.
.
۹سال گذشت ....  یک نفر داشت می نوشت:

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید  ......  گل تاب فشار در و دیوار ندارد

مرد آسمانی دستانش بسته ... بانوی بهشتی پهلویش شکسته ... غنچه ای در وجودش نشکفته ... فضه را به یاری خواند... نشد ! فریاد برآورد : یا ابتاه ! گریه امانش نداد  ... افتاد کنار همان در نیم سوخته .... دری که ... !

در بهشت ... همان دری که محل رفت و آمد ملائک بود ... همان دری که حریم برترینهای خلقت بود ... مگر در بهشت را هم آتش میزنند ؟ بیاید ببینید که چگونه قلدران شهر به سرسلامتی بانوی دو عالم آمدند ...ای نامحرمان ! به یاد دارید پدرم را ... پیامبرتان را میگویم!منم تنها دخترش ! به یاد دارید که گفت : فاطمه پاره تن من است ... هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هر کس مرا بیازارد خدا را آزرده است ...در کلام خدایتان نخواندید اجر رسالت چه بود ...؟؟؟ شاید فاطمه ذوی القربی نبود ؟ یا مودت را جز این معنا  نبود؟؟ آتش و نوازشی مهربان با تازیانه های کینه ...گونه هایی نیلی ...و مسمار که به نشانه محبت نقشی به سینه ریحانه دو عالم انداخت ...

یاس پرپر رفت و سندی بر جای ماند برای همه تاریخ ...برای غربت همیشه علی (ع) .... نشانی یاس کجاست ؟؟؟ آری امانتگاه یگانه یادگار پیامبر خاتم !

قصه باد و شقایق قصه ای است نا تمام !!! تا مهدی (عج ) بیاید !  

                                                                                            "اللهم عجل لولیک الفرج "

یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 8:51 توسط شرمنده یاس
آدرس وبلاگ:


 
حضرت محمد مصطفی (ص) فرمودند
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧  

حضرت محمد مصطفی (ص) فرمودند

- سرکشی آفت شجاعت است

- تفاخر آفت شرافت است

- منت آفت سماحت است

- خود پسندی آفت جمال است

- دروغ آفت سخن است

- فراموشی آفت دانش است

- سفهاهت آفت بردباری است

- اسراف آفت بخشش است

- هوس آفت دین است



 
به بهانه‏ی ولادت خاتم‏النبیین
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧  

بزرگان یهود از طلوع ستاره سرخ با‏خبر شدند و کشیشان مسیحی بر محراب کلیساها نام محمد را دیدند و زرتشتیان آتش هزار ساله را از دست دادند... این وقایع در جای جای زمین، خبر ولادت پیامبر خاتم را جهانی ساخت. در شب میلاد، بزرگان یهود و نصارا هر کدام در محلی جمع شده بودند و صفات پیامبر (ص) را ذکر می‏کردند. حبیب راهب گفت: این علامات به وجود نیامده مگر برای پیامبری فرستاده شده در این زمان، که ما اسم و صفت او را در تورات و انجیل و زبور و دیگر کتاب‏های آسمانی یافته‏ایم. هر کس به او ایمان بیاورد، نجات یافته و هر کس او را انکار کند، هلاک می‏شود.


منقول است از عبد‏الله‏ بن سلام (از علمای یهود که اسلام آورد) که گفت: و‏الله ما می‏شناسیم محمد را زیاده از آنچه فرزندان خود را می‏شناسیم. زیرا که نعت آن حضرت را در کتاب‏های خود خوانده‏ایم و در آن شک نداریم. 1


کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده‏ایم، او (پیامبر) را هم‏چون فرزندان خود می‏شناسند؛ ولی جمعی از آنان، حق را آگاهانه کتمان می‏کنند.  (بقره / 146)


در حدیثی از امام حسن(ع) نقل شده که فرمودند: گروهی از یهود به خدمت حضرت رسول(ص) آمدند و اَعلم ایشان، چند سؤال کرد و حضرت، همه را جواب فرمود. او بعد از شنیدن آن جواب‏ها مسلمان شد و نامه‏ای بیرون آورد که جمیع آن جواب‏ها که حضرت فرموده، در آن مکتوب بود. سپس گفت: یا رسول‏الله! به حق آن خداوندی که تو را به حق فرستاده ‏است، ننوشته‏ام این سؤال‏ها و جواب‏ها را مگر از الواحی که حق تعالی برای حضرت موسی(ع) فرستاده‏بود. و در تورات آنقدر فضل تو را خوانده‏ام که در تورات، شک کردم. و چهل سال است که نام تو را از تورات محو می‏کنم و هرچند محو کردم باز نوشته دیدم. در تورات خوانده بودم که این مسائل را به غیر از تو کسی جواب نخواهد گفت...  2


ما نشانه‏های روشنی برای تو فرستادیم. و جز فاسقان، کسی به آن‏ها کفر نمی‏ورزد... و هنگامی‏ که فرستاده‏ای از سوی خدا به سراغ‏شان آمد، و با نشانه‏هایی که نزد آن‏ها بود، مطابقت داشت، جمعی از آنان که به آن‏ها کتاب آسمانی داده شده بود، کتاب خدا را پشت سر افکندند، گویی هیچ از آن خبر ندارند.  (بقره / 99 و 101)


(منبع 1 و 2: حیاة القلوب، جلد 3 / علامه مجلسی / انتشارات سُرور.)


اخبار سطیح کاهن درباره پیامبر اکرم(ص): در سرزمین یمامه کاهنی به نام سطیح زندگی می‏کرد که بسیاری از پادشاهان در مشکلات به او مراجعه می‏کردند. در ماه‏های اول ازدواج عبدالله و آمنه، روزی سطیح به آسمان نگاه می‏کرد که با منظره‏ای غیر‏عادی از نورهای درخشنده روبرو شد. به غلامان و همراهانش گفت:« این انوار را علامت‏هایی عظیم می‏بینم... می‏بینم که نورهایی از آسمان به زمین نازل می‏شوند و گمان می‏کنم که مادر آن هاشمی به او باردار شده و ولادت آن مولود نزدیک است. اگر چنین باشد، وای بر من.» سطیح به دیگر کاهنان نامه نوشت و از آن‏ها درباره‏ی آن نورها سؤال کرد. از جمله به زرقاء کاهنه‏ای در یمن. او در پاسخ نوشت: « این نورها از آل‏عبد‏مناف و به سبب شخصی به نام محمد است که پیامبر خواهد شد. بدان که این علائم به دلیل نزدیک شدن آن هاشمی است. هنگامی که نامه مرا خواندی، برخیز و به سوی مکه بشتاب، که من نیز به آنجا می‏روم تا حقیقت امر را بدانم. در مکه به کمک یکدیگر حیله‏ای به کار می‏بندیم و نور این مولود را پیش از درخشیدن، خاموش خواهیم‏ کرد.» هنگامی که پاسخ زرقاء به سطیح رسید، او بار سفر بست و گفت: « من به سوی آتشی می‏روم که در حال شعله‏ گرفتن است. اگر توانستم آن را خاموش کنم به یمامه باز می‏گردم و اگر نتوانستم از هم‏اینک با شما خداحافظی می‏کنم. زیرا پس از آن به شام می‏روم و در آنجا ماندگار می‏شوم تا بمیرم.» سپس به همراه قوم خود به سوی مکه حرکت کرد. هنگامی که به مکه رسیدند، ابوطالب همرا برادرانش نزد سطیح آمدند. سطیح با دیدن ابوطالب، به او گفت: شما خاندان بهترین مردم، از نسل هاشم، و تو و برادرت، صاحب بهترین نسل‏ها هستید. بدون شک تو عموی پیامبری هستی که در اخبار و کتب پیشینیان ذکر شده. پس نسب خود را از من که شما را می‏شناسم، پنهان مدار. سپس به عبدالله اشاره کرد و رو به مردم گفت: به زودی فرزند این شخص، به پیامبری مبعوث می‏شود. و شخصی او را یاری خواهد کرد که پسر‏عمویش است. آنگاه به ذکر اوصاف پیامبر و امیرالمؤمنین پرداخت و نام و نسب ایشان را بنا بر تورات و انجیل بیان کرد. پس از این، مردم سراغ سطیح می‏رفتندتا از او درباره پیامبر آخر‏الزمان بشنوند. سطیح به آنان گفت: شما سراغ من آمده‏اید تا از دلایل نبوت بپرسید و درباره پیامبر طاهر و پاکیزه که شکننده‏ی بت‏ها و ذلیل کننده‏ی کاهنان و ساحران است، بشنوید. به خدا قسم، ما هرگز با ظهور او خوشحال نخواهیم شد. چرا که کاهنان، هنگام ولادت او از مقام خود، سقوط می‏کنند. من با جرأت می‏گویم هنگامی که او به دنیا بیاید، سطیح هیچ دلیلی برای زندگی نخواهد داشت. و در آن روز درخواست مرگ خواهد کرد. و آن درخواست نزدیک است...


(ماجرای سطیح کاهن، زرقاء کاهنه و دیگر علمای یهود، و اخبار آنان درباره پیامبر اکرم و حضرت علی(ع)، در بحار‏الانوار، جلد 15، مفصل و جالب توجه است. خلاصه‏ای از ماجرای سطیح و زرقاء، در کتاب گزارش لحظه به لحظه از ولادت پیامبر(ص) / محمد‏رضا انصاری / انتشارات دلیل ما،  آمده است.)


هنگامی که مؤمنان را ملاقات کنند، می‏گویند: ایمان آورده‏ایم. ولی هنگامی که با یکدیگر خلوت کنند، (بعضی به بعضی دیگر اعتراض کرده) می‏گویند: چرا مطالبی را که خداوند (درباره صفات پیامبر) برای شما بیان کرد، به مسلمانان بازگو می‏کنید تا در پیشگاه خدا، بر ضد شما به آن استدلال کنند؟ آیا نمی‏فهمید؟  (بقره / 76)


و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آن‏ها آمد که موافق نشانه‏هایی بود که با خود داشتند و پیش از این به خود نوید پیروزی بر کافران می‏دادند؛ با این همه، هنگامی که این (کتاب و پیامبری) را که از قبل شناخته بودند، نزد آن‏ها آمد، به او کافر شدند. لعنت خدا بر کافران باد.  (بقره / 89)


                               ***********************************


آری، تو را می‏شناختند. مانند فرزندان‏شان. با همه‏ی جزئیات... و اسم‏ت را می‏دانستند. که در کتاب‏های‏شان آمده بود: اِسمُهُ احمد.* و نیز زمان ولادت‏ت را... از این رو سال‏ها زودتر به مکه آمدند تا قبل از حضورت در جهان، کار را تمام کنند. اگر‏چه به قیمت کشتن آمنه (س).


و تقدیر این بود: تو بیایی. که جهان، از همان لحظه‏ی آغاز خلقت، منتظر تو بود. منتظر خاتم‏النبیین، محمد امین... و تو آمدی. با همه‏ی دلایل روشن... و با این همه، انکارت کردند. انکاری از سر یقین و آگاهی، از سر لجاجت و خودخواهی...


 و هنوز این انکار ادامه دارد. انکارِ همه‏ی آنچه منسوب به توست... انکارِ وصی‏ات، فرزندانت، امّتت... خانه و مسجد و قبله‏ات... و همه‏ی آثار حضورت... از مکه... تا مدینه... تا قدس...


و ای رسول خدا، این روزگار ماست که می‏بینی: شبیه روزگار مردمانِ زمانه‏ی تو. با همان دردها و گرفتاری‏ها، همان طعنه‏ها و بهانه‏ها، همان جنگ‏ها  و  جنگ‏ها... اگرچه با الفاظی متفاوت...  و این روزگار ماست: بدتر از روزگار مردمان زمانه‏ی تو... که ما نه حضور تو را داریم، نه ظهور فرزندت را... و این مصیبتِ عُظمای روزگار ماست...


*: سوره صف، آیه 6: به یاد آورید هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: « ای بنی‏اسرائیل، من فرستاده‏ی خدا به سوی شما هستم... و بشارت دهنده به رسولی که بعد از من می‏آید و نام او احمد است.» پس هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سِحری است آشکار.                     


(ترجمه‏ی آیات قرآن کریم از آیت‏الله مکارم شیرازی.) 


 


 


 


 


 

نویسنده » والعادیات » ساعت 5:2 عصر روز پنجشنبه 22 اسفند 1387